۸ ثور ۱۴۰۵ نویسنده: هارون امیرزاده

هفت و هشت ثور، روز های پیروزی یا زوال همه؟

هفت و هشت ثور، روز های پیروزی یا زوال همه؟Photo: File

2 دقیقه خواندن

روزیکه افسران نظامی طرفدار احمد شاه مسعود جنرالان حامی حکمتیار را از ارگ کابل بیرون انداخته و به چهار آسیاب فراری دادند ، انور الحق احدی، پشتونیست شناخته شده این روز را « زوال پشتون ها» می شمارد. اما واقعیت اینست که زوال پشتون ها از دست دادن ارگ توسط چند مجاهد افسار گیسخته صورت نگرفت. این روز زوال همه را هویدا کرد. زوال یک پدیده درونی و تدریجی است. زوال پشتون و غیر پشتون با ارگ رابطه ندارد. زوال هر گروه قبل از همه در برتری طلبی، جهالت پرستی ، بی خردی، تفرقه جویی و عدالت گریزی، وابسته گی به قدرت های خارجی و عقب ماندن از کاروان تمدن جهانی می تواند باشد نه داشتن ارگ کابل.

 ارگ کابل، بحیث مرکز قدرت نمایی پوشالی و وابسته به قدرت های خارجی همواره برای همه مدعیان چپ و راست مرکز مرگ و زوال بوده است.

 زوال پشتون و غیر پشتون از بازی بزرگ و از تحمیل نام افغانستان و مرزبندی های استعماری و تحمیل دست نشاندگان و میراثخواران استعمار شروع شده بود. ظهور و زوال رژیم های وابسته در سده بیستم و سیاست های تبهکارانه یکی بعد از دیگری تداوم این زوال بود. هفت ثور و جهاد فرایند این زوال را تسریع کرد.

هشت ثور در واقع سر آغاز زوال همه کس و همه چیز بود؛ زوال تنظیم ها و افکار اسلام سیاسی، زوال پشتون و غیر پشتون و پایان برادری تاریخی. زوال افغانستان بحیث کشور مستقل و دست اندازی پاکستانی ها و ایرانی ها، عرب ها و تروریستان جهانی. ظهور طالبان و جمهوریت امریکایی و اشغال مجدد افغانستان توسط طالبان زوال همه را به اوج رسانده است و افغانستان را در گودال تباهی غرق نموده است.

 تاریخ نشان داد که پیروزی در دست داشتن ارگ کابل خلاصه نمی شود، بلکه در سیاست های خردمندانه، واقعیت بینانه، عادلانه و همزیستی برادرانه و درک درست از بازی های جیوپلیتیک و جهانی نحفته است، چیزی را که اکثریت مدعیان چپ و راست انرا کم بها داده اند.